سيد محمد باقر برقعى

317

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

فؤاد از جمله اعضاى انجمن ادبى كرمان كه به رياست مجد الاسلام تشكيل مىگرديد بود و سالها در اين انجمن عضويت داشت و سرانجام در سال 1317 شمسى چشم از جهان فروبست و در گورستان سيّد حسين كرمان به خاك سپرده شد . كتاب شمع جمع او كه مجموعهء اشعار او بشمار مىرود در سال 1341 به‌وسيله على اصغر قدسىزاده به چاپ رسيد و بعد اين كتاب توسط مؤسّسهء طبع كتاب در تهران مكرر طبع و نشر شد و تا پانزده بار به چاپ رسيد . خطاب به ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام دولت جاويد دشمنت كشت ولى نور تو خاموش نگشت * آرى آن جلوه كه فانى نشود نور خداست پرچم سلطنت افتاده ، كيان را ز كيان * سلطنت ، سلطنت توست كه پاينده لواست به بقا كرد ستمگر نه بجا ماند ستم * ظالم از دست شد و پايهء مظلوم بجاست زنده را زنده نخوانند كه مرگ از پى اوست * بلكه زنده است شهيدى كه حياتش ز قفاست دولت آن يافت كه در پاى تو سرداد ولى * اين قبا راست نه بر قامت هر بىسروپاست تو در اوّل سر و جان باختى اندر ره عشق * تا بدانند خلايق كه فنا شرط بقاست در مدح حسين بن على عليه السّلام بينش اهل حقيقت چو حقيقت‌بين است * در تو بينند حقيقت كه حقيقت اين است نيست چشم دگران سوى حقيقت نگران * ور نه آن راست حقيقت كه چنين آئين است من اگر جاهل گمراهم اگر شيخ طريق * قبله‌ام روى حسين است و همينم دين است